• Fotoğraf مبارکیه تا قصر بهرام
  • Fotoğraf مبارکیه تا قصر بهرام
  • Fotoğraf مبارکیه تا قصر بهرام
  • Fotoğraf مبارکیه تا قصر بهرام
  • Fotoğraf رکابزنی در شب

Zorluk seviyesi   Orta zorlukta

süre  3 saat 59 dakika

Koordinat sayısı 3446

Uploaded 10 Mart 2017 Cuma

Recorded Mart 2017

  • Rating

     
  • Information

     
  • Easy to follow

     
  • Scenery

     
-
-
1.096 m
744 m
0
10
21
41,73 km

198 kere bakıldı , 2 kere indirildi

yer  Ḩeşār Golī, Tehrān (Iran)

رنامه کویر مرکزی یکی از پرماجراترین برنامه هایی بود که داشتیم . نه از بابت هیجان و سختی مسیر بلکه از بابت دردسرهایی که تا هماهنگی این برنامه گریبانمان را کرفت و تا پایان برنامه نیز همراهمان بود .

این برنامه را برای اوایل بهمن ماه در نظر گرفته بودیم . برای زمانی که به علت بارندگی ها در ارتفاعات البرز ، مسیرهای جنگلی در دسترس نبودند ولی کویر خشک بود و می شد کویر رفت . مخصوصا که هوای کویر هم به اندازه کافی در زمستان مناسب است و می توان برنامه های خوبی را اجرا نمود .

برای این برنامه هماهنگی هایی با سازمان محیط زیست به عنوان متولی پارک ملی کویر می بایست انجام می شد . مکاتبات با این اداره انجام د و مجوز های لازم اخذ گردید . در خصوص نحوه اخذ مجوز در ادامه توضیح خواهم داد . با سازمان میراث فرهنگی و پیمانکار اداره کاروانسرای قصر بهرام می بایست برای اقامت هماهنگ می گردید که این موضوع نیز انجام شد . روزی که برای برنامه در نظر گرفته شده بود مقارن شد با بارندگی نسبتا زیادی در کویر و امکان اجرای برنامه فراهم نشد و لاجرم برنامه را به تاخیر انداختیم . انتظار برای هفته ای آفتابی و خشک ، تا هفته قبل از عید ادامه داشت و 10 روز مانده به عید همه چیز فراهم شد تا دوباره برنامه از سر گرفته شود . مجوز مجدد گرفته شد و مقدمات برنامه فراهم شد . به علت شلوغی قبل از عید و دلایل دیگر ، تعداد قابل توجه از دوستانی که ثبت نام کرده بودند امکان حضور نیافتند و برنامه با 6 نفر غایب اجرا گردید .

پوشش گیاهی کویر
پوشش گیاهی کویر
این برنامه یک و نیم روزه در نظر گرفته شده بود . پنج شنبه ساعت حدود 1 از کرج سوار مینی بوس شدیم و حرکت کردیم . بار زدن دوچرخه ها از تهران طول کشید و وقتی وارد مسیر شدیم ساعت حدود 3:30 بود . مسیری که ما را به کاروانسرای قصر بهرام می رساند از سمت اتوبان قم و از آنجا جاده حسن آباد بود که تا خروجی مبارکیه ادامه می یافت و از آنجا تا مبارکیه که گیت ورودی منطقه بود ادامه مسیر دادیم . حدود ساعت 5:30 بود که به گیت ورودی رسیدیم . تشریفات مربوط به محیط بانی انجام شد . حدود 50 متر جلوتر گیت دیگری مربوط به سپاه برقرار بود که جلو ما را گرفتند . گفتند تردد از این گیت بعد از ساعت 4 بعد از ظهر امکان پذیر نیست . مجوزی را که داشتیم نشان دادیم . اهمیتی ندادند و گفتند این مجوز برای سازمان محیط زیست است نه سپاه . پرسیدیم آیا باید از سپاه هم مجوز جداگانه ای می گرفتیم گفتند نمی دانیم و این اولین پرده از برخورد ما با بوروکراسی فشل پارک ملی کویر بود که تا پایان برنامه هم همراهمان بود . یکی از دوستان که با تجربه تر بود احساس کرد که این نمی شود ها را می شود با صحبت به می شود تبدیل کرد . در خصوص اینکه از کجا آمده ایم و کجا می رویم و اگر اجازه دهند تاریک نشده از منطقه نظامی رد می شویم توضیح کامل دادیم و بعد از حدود 20 دقیقه توضیح ، سربازان قانع شدند که از بالادستی ها کسب تکلیف کنند . بالادستی ها هم بدون هیچگونه مانعی پذیرفتند و گیت باز شد . این تلنگر باعث شد تا در خصوص هماهنگی سایر قسمت ها هم شک کنم . بلافاصله به نماینده میراث فرهنگی زنگ زدم تا از باز بودن کاروانسرا مطمئن شوم که جواب منفی بود . گفتند گفتیم شاید نخواهید بیایید و ما هم نیامدیم . در صورتی که در طی هفته دوبار با آنها حضورشان را چک کرده بودیم و هزینه را هم پرداخته بودیم . شاید بخاطر کنسلی هایی که داشتیم این طور فکر کرده بودند . در هر حال کسی در کاروانسرا نبود . نفر می بایست از گرمسار می آمد و از گرمسار هم تا آنجا حداقل 45 دقیقه راه بود . مسیر گرمسار به کاروانسرا بسته بود و مجبور بودبم بمانیم تا او برسد . از طرف دیگر اجازه ای که برای عبور داده بودند محدود بود و باید سریع می رفتیم . مینی بوس و یکی از سواری هایی که همراهمان بود را راهی کردیم و یکی از سواری ها را گذاشتیم تا نگهبان قصر را با خود بیاورد . برادران سپاهی هم دیگر مهربان تر شده بودند و قول مسائد دادند تا آخرن ماشینمان را هم راهی کنند .

جاده قصر بهرام - خاکی و شنی
جاده قصر بهرام – خاکی و شنی
ما که راه افتادیم آخرین دقایق نور خورشید بود و روز آنقدر امان نداد تا به پایان جاده آسفالته که کمتر از 10 کیلومتر فاصله داشت برسیم . هوا تاریک شد و جاده خاکی ای که بعد از اتمام آسفالت شروع شد ، جاده ای بود از خاک رس که باران خورده و گل شده بود و بعد از خشک شدن ، جای رد چرخ های روی آن مثل تکه های آجری بر جا مانده بود . بسیار خشن و غیر قابل تردد . مخصوصا با مینی بوسی که 15 نفر و 15 دوچرخه به همراه داشت . آقا یاسر بعد از اینکه حدود 200 متر پیش رفت گفت که نمی تواند ادامه دهد. به ناچار تصمیم گرفتیم بار مینی بوس را سبک کنیم . گفتیم هر کس می تواند مسیر را رکاب بزند و مینی بوس از پشت سر حمایتمان کند . رکاب زنی در دل کویر ، حس فوق العاده ای بود . کلا رکابزنی شبانه ، حس زیبایی دارد که متفاوت از نوع روزانه آن است ولی به علت شرایط خاصش تنها در شرایط خاصی می توان با این آرامش آن را انجام داد . در مسیری که از نبود هر وسیله دیگری غیر از خودمان اطمینان داشتیم . هوا نمه ای سرد بود ولی با رکاب زدن جبران می شد و حس لذت بخشی داشت . تنها نکته منفی اش آب بر هایی بود که در جای جای جاده افتاده بود در نور چراخ دوچرخه ها دیده نمی شد و هر از چند گاهی با سرعت ردشان می کردیم . کمی خطری بود . حتی مینی بوس هم خیلی از اینها را نمی دید و افتادن در یکی از این چاله ها ، باعث شد فنر ماشین آسیب ببیند .

رکابزنی شبانه در دل کویر
رکابزنی شبانه در دل کویر
حدود ساعت 11 شب بود که به کاروانسرا رسیدیم . آقا یحیی هم که برای آوردن آقا مسلم ، نگهبان قصر مانده بود به ما پیوسته بود . با رسیدن ما به قصر قبل از آنکه اولین نفرات از دوچرخه پیاده شوند صدای غرش موتوری که با سرعت به طرفمان آمد و در فاصله خیلی نزدیک از دوچرخه ها ایست پلیسی کرد همه را به وحشت انداخت . مرد جوانی بود در لباس محیط بانی که بدون سلام و با لحن بی ادبی پرسید : مجوزززز…. . مجوز را ارائه دادیم و نیم نگاهی به آن کرد و پس داد . با حالتی که آمیخته با تهدید شدید بود گفت به سنگ و خاک دست نمی زنید . از اینجا اون ور تر نمی رید . نبینم کسی از جاده خارج بشه . به سمت جاده فلان برید بلایی سرتون میارم که ….. در اصل حرف هایش بد نبود ولی لحن و ادبیاتی که استفاده می کرد بسیار گستاخانه و دور از ادب بود . مجوز را دوباره ارائه دادم و گفتم که در مجوزمان صریحا اشاره شده است که ما تا کاروانسرای سفیدآب خواهیم رفت . مجوز را نگاه نکرد و گفت من از رییسم دستور می گیرم شما برید ببینید چه بلای سرتون میاد . صحبت هایی که با این شرایط ادامه یافت به جایی نرسید و متاسفانه در وسط بیابان و جایی که آنتن موبایل ندارد و دسترسی به دنیای بیرون نیست ، نمی توانستیم کاری بکنیم و مجبور بودیم مجوز در دست از ادامه مسیر باز بمانیم . گفتیم شب را بخوابیم و صبح در مورد مسیر تصمیم بگیریم .

کاروانسرای قصر بهرام کاروانسرایی از دوره شاه عباس است و گویا پیشتر از آن نیز مورد استفاده بوده است . در مورد این کاروانسرا می توانید در لینک زیر کامل بخوانید :

کاروانسرای قصر بهرام در ویکی پدیا

مثل تمام کاروانسراهایی که از آن دوران دیده ام ف حیاطی مستطیلی که اتاق هایی دور تا دور آن چیده شده است و پشت اتاق های راهروها و دالان هایی که کاربرد قبلی شان را نمی دانم ولی در حال حاضر اصل استفاده را از این اتاق های کوچک دورتادوری می کنند . اینجا را بازسازی کرده اند و به عنوان مهمانسرا استفاده می کنند . جایی است برای استراحت شبانه طبیعت گردان .

کاروانسرای قصر بهرام
کاروانسرای قصر بهرام
کاروانسرا سرد بود و به زور علاالدین هایی که آقا مسلم نگهبان و مسئول کارواسرا زحمت روشن کردنشان را کشید بهتر شد . البته یکی از اتاق ها بخاری هم داشت.اتاق هایی حدود 8-9 متری که در هر کدام 3-4 نفر مستقر شدیم . از قبل اتاق ها را برای 24 نفر رزرو کرده بودیم که کنسلی ها باعث شد ظرفیت اتاق ها اضافه تر بماند . ما تنها مهمانان قصر بودیم . شب کاروانسرا که زیر مهتاب کامل تقریبا هیچ ستاره ای نداشت متعلق به خودمان بود . ولی خستگی راه مجالی نداد تا در سکوت شب دور همی و صحبتی داشته باشیم و بلافاصله به خواب رفتیم تا فردا آماده حرکت باشیم .

اتاق های قصر
اتاق های قصر
صبح زود از خواب برخواستیم و بعد از صرف صبحانه حدود ساعت 8 به سمت حرمسرا حرکت کردیم . حرمسرا بقایای ساختمانی است که بالاتر از کاروانسرا و نزدیک تر به چشمه ای که قصر را سیراب می کند وجود دارد . آقا مسلم در خصوص نامگذاری این مجموعه توضیحاتی را داد که با توجه به دقیق نبودن تاریخ ها و دوره ها نیاز به تحقیقات بیشتر دیدم . ولی گویا این ساختمان نیز مانند قصر یادگاری از پیش از دوره صفوی است . مسیر حرمسرا بگونه ای بود که با پای پیاده می ایست طی می شد . بعد از برگشت از حرمسرا دوچرخه ها را ه سمت کاروانسرای عین الرشید که در 2 کیلومتری قصر بهرام قرار داشت هدایت کردیم . با توجه به تهدیدهای محیط بان تصیممان به بازگشت به سمت مبارکیه پس از بازدید از عین الرشید بود و از قید دیدن دورنمای دریاچه نمک از بلندای کوه های مشرف بر آن در مسیر سفیدآب گذشتم .

تیم در مقابل ساختمان حرمسرا
تیم در مقابل ساختمان حرمسرا
با توجه ه امنیت مناسبی که در مسیر از لحاظ نبود خطرناک ترین موجود زنده یعنی انسان های ماشین سوار وجود داشت ، بر خلاف اکثر برنامه ها تیم را در تنظیم سرعت خود آزاد گذاشتیم . در این منطقه تقریبا از فاصله خیلی دور می توان همه چیز را دید و این دیدن ف حس آرامش و امنیت بیشتری می داد .

مسیر پر بود از گیاهان بزرگ و کوچکی که بهار لمسشان کرده بود و انواع گل ها را می شد دید . گیاهانی که اکثرا خاردار و سوزنی بودند ولی لطافت بهاری شان را با تلاش زیاد در کویر سرسخت به نمایش می گذاشتند . در مسیر آمدن این تصاویر را در تاریکی ندیده بودیم .

زندگی در کویر جریان دارد
زندگی در کویر جریان دارد
از منطقه حفاظت شده که خارج شدیم ، تفاوت قابل توجه در پوش گیاهی و نگ محیط محسوس بود . دیگر از گیاهان بلند بالا خبری نبود و اگر گیاهانی دیده می شند ه زود به زندگی ادامه می دادند و اینجا بود که قدر زحمات حامیان محیط زیست را می شد حس کرد .

ناهار را در مرز پارک خوردیم و به مسیر ادامه دادیم . حدود ساعت 4 بود که به گیت خروجی رسیدیم و ساعت 5 به سمت منزل حرکت نمودیم.

در این برنامه موارد زیر حایز اهمیت اند :

1- برای دریافت مجوز پارک ملی کویر باید به سایت سازمان محیط زیست استان سمنان رفته و فرم مربوطه را تکمیل نمایید . مراحل کار در فرم توضیح داده شده است .
لینک سایت سازمان محیط زیست سمنان

لینک فرم درخواست بازدید از مناطق حفاظت شده

توصیه اکید اینکه مسیر را کاملا مشخص نمایید . همچنین در صورتی که تلفنی تاییدیه را دریافت کردید حتما تصویری از نسخه کاغذی آن را هم دریافت نمایید تا مشکلی مشابه مشکل ما برایتان ایجاد نشود . سازمان دولتی است و زیاد حواسشان جمع نیست در خصوص جزئیات نامه ها .

2- در صورتی که قصد اقامت در کاروانسرا را دارید حتما قبلا رزرو و هماهنگ نمایید . در روزهای شلوغ ممکن است جا نباشد و. در روزهای خلوت کسی نباشد برای پذیرش شما . برای هماهنگی می توانید با آقای دیباج با این شماره تماس بگیرید . البته ایشان قصر را پیمانی در اختیار دارند و ممکن است سال بعد دست ایشان نباشد .

شماره تلفن آقای دیباج : 09121711812

3- آقای دیباج تهیه کننده برنامه های مستند حیات وحش هستند و در خصوص طبیعت کویر به اندازه زیادی مطلع هستند . اگر می توانید حضورتان را با زمان حضور ایشان هماهنگ کند تا توانید از توضیحات کامل استفاده کنید . البته آقا مسلم هم تا حدودی آشنا بودند ولی اکثر موارد را به آقای دیباج رفرنس می دادند .

4- زمان ورود و خروج را طوری تنظیم نمایید که قبل از تاریکی وارد یا خارج شوید تا در گیت سپاه به مشکل نخورید .

5- در مسیر به هیچ گیاه یا موجود دیگری دست درازی نکنید . گذاریم طبعت شکننده اینجا نفس بکشد .

6- در کویر مسیرهای زیادی وجود دارد که می توان دید . برای دیدن برخی جاها باید بیش از 50 کیلومتر در دل کویر رفت و برای برنامه های بلند مدت مناسب اند .

7-اگر مایل به اجرای برنامه بلند مدت هستید می توانید مسیر قصر بهرام تا مرنجاب را طی کنید که از بارکیه حدود 2 تا 3 روز راه خواهد بود .

8- اگر هدفتان از دیدن کویر دویدن در رمل های شنی است انتخاب درستی نیست قصر بهرام . اینجا کویر است یعنی دشت کم آب و شور . به دنبال بیابان باشد . در مرنجاب یا ابوزید آباد و ….

9- در مسر برگشت جبیر دیدیم. آهوی کوچک کویر ایران . نشانه ا از زندگی جاری حیات وحش در کویر

10- مار هم دیدیم که از جاده رد شد . البته مار خیلی جاها هست ولی بابت احتیاط گفتم که از این بابت حواس ها جمع .

11- آب کاروانسرا خوردنی نیست . آب داشته باشید . البته آقا مسلم آب معدنی داشت و استفاده کردیم . شما این ریسک را نکنید .

12- روزهای بارانی و روزهای بعد از باران را به هیچ وجه برایکویر انتخاب نکنید گل کویر مثل آدامس می مونه . البته ما که رفتیم خشک بود . از تجربه حوض سلطان گفتم .

تصاویر بیشتر را در گالری زیر ببینید:

View more external

  • Fotoğraf رکابزنی در شب
رکابزنی در شب

2 yorum

  • Fotoğraf maryamshirazi

    maryamshirazi 04.Şub.2018

    اگر چه فضای کویر خیلی دوست داشتنی است ولی سخت گیری هایی که در این مسیر می شود باعث می شود که نتوان بصورت کامل از زیبایی های طبیعت بهره برد . برخوردهای سلیقه ای هم که خیلی خیلی زیاد است . هم از طرف سپاه و هم از طرف محیط بانی .

  • Fotoğraf hadi1962

    hadi1962 14.Şub.2018

    شب وسكوت وكوير ويادي از دوتار كه درخلوت سكوت نواخته ميشود

You can or this trail