Zorluk seviyesi   Zor

süre  12 saat 37 dakika

Koordinat sayısı 17288

Uploaded 27 Kasım 2017 Pazartesi

Recorded Kasım 2017

  • Rating

     
  • Information

     
  • Easy to follow

     
  • Scenery

     
-
-
969 m
786 m
0
30
60
120,02 km

244 kere bakıldı , 7 kere indirildi

yer  ‘Abdollāhābād, Isfahan (Iran)

این برنامه را برای ابوزید آباد برنامه ریزی کرده بودیم و قرار بود برویم از ابوزید آباد شروع کنیم و از مسیر مرنجاب برگزدیم به آران و بدیگل . یعنی کلا قرار نبود به مرنجاب برویم و فقط مسیر آن را از وسط قطع کرده و بر می گشتیم . کنسلی همراهان باعث شد که تصمیم بگیریم برنامه را کنسل کنیم. در لحظه های آخر با آقا یحیی صحبت کردیم و تصمیم گرفتیم دو نفری برنامه را اجرا کنیم . ولی چون با ماشین شخصی می رفتیم و لازم بود شروع و پایانش یکی باشد ، مرنجاب را انتخاب کردیم .
ساعت 8 شب بود که از کرج حرکت کردیم و بعد از حدود 3.5 ساعت کاشان بودیم . کاشان جا برای ماندن زیاد دارد . کنار ورودی شهر پر بود از ماشین هایی که منتظر ایستاده بودند تا مسافری سراغشان بیاید و درخواست اتاق کند . بنرهای کوچکی که پشت ماشین ها زده بودند بریا اعلام وجود اتاق کفایت می کرد . کنار یکی توقف کردیم و با حدود 40 تومن ، اجاره برای یک شب بسته شد . راهنماییمان کرد و به سمت خانه اش رفتیم . اتاق کوچکی که در گوشه ای از حیاط و جدا از خانه اصلی ساخته شده بود اتاق ما بود . بریا ماندن کافی بود . خوابیدیم تا صبح خیلی زود حرکت کنیم .
ساعت حدود 4 بود که از خواب بیدار شدم . زودتر از موعد بود ولی خواب نداشتم . آقا یحیی هم بیدار بود . تلاش می کردیم بخوابیم ولی نمی شد . پیشنهاد کردم ما که خواب نداریم ، بیا حرکت کنیم که حداقل از زمانمان استفاده کرده باشیم . آقا یحیی هم موافق بود . آماده شدیم . دوچرخه ها سوار ماشین بود . با ماشین رفتیم سمت آران و بیدگل . آران و بیدگل چند امامزاده دارد که همه آنها پارکینگی دارند که شب ها نیز باز است . می توان با خیال راحت ماشین را آنجا پارک نمود . ماشین را در پارکینگ امامزاده گذاشتیم و براه افتادیم . هوا داخل شهر کمی سرد بود . خروجی شهر به سمت مرنجاب پر بود از شغال هایی که در پی لقمه ای غذا در پس مانده های جلوی خانه ها ، وارد شهر شده بودند . با دیدن آدم و یا سگ های ولگردی که آنها هم کم نبودند فرار می کردند . این تعداد حیوان وحشی داخل شهر جالب بود .
به سمت مرنجاب حرکت کردیم . جاده تا ورودی گیت مرنجاب ، آسفالته بود و خوب . از نگهبانی آب معدنی گرفتیم . هر کدام یک بطری و پشت دوچرخه روی ترک بند بستیم . وارد جاده خاکی که شدیم تازه سرما را حس کردیم . باد این قسمت شدید بود . بادی سرد و خشک . زمین هم اصلا خوب نبود . هوا هنوز روشن نشده بود و نور چراغ ها برای دیدن چاله های بسیار زیادی که در مسیرمان بود کافی نبود . قسمت های ماسه ای را هم که اصلا نمی شد تشخیص داد . سرعتمان کم بود و با سختی جلو می رفتیم . مسیر هم در اثر حرکت ماشین های سنگین دندانه دار شده بود و شرایط جالبی برای دوچرخه سواری نداشت . لحظه ای کوتاه برای استراحت باعث می شد سرمای هوا را بیشتر حس کنیم . پس سریع تر و سریعتر رکاب زدیم و هوا که روشن شد ، اولین استراحت مان را در کمپ کویری انجام دادیم . جالب این بود که هواشناسی هوای کاشان را 9 درجه نشان می داد ولی آب هایی که روی ترکبند بودند یخ زده بودند . هوا حداقل 5 درج زیر صفر بود . شاید هم سردتر .
با روشن شدن هوا ف اطراف را بهتر دیدییم . کم کمک جلوه های کویری دیده می شد . مسیر پر بود از درختان تاغ ولی هنوز خبری از رمل های ماسه ای نبود . جلوتر معلوم بود که مسیر سربالایی دارد . در مسیر ماسه ای که از اینجا به بعد شرایط بهتری داشت ادامه دادیم . سربالایی را که تپه ای خاکی بود و خطب شکن می گفتند رد کردیم . از اینجا به بعد مسیر سرازیر و خوب بود . تا وقتی که سر و کله ماشین های آفرود پیدا شد . در مسیری که داشتیم می رفتیم تعداد زیادی ماشین های آفرود آمدند و با سرعت بسیار زیاد از کنارمان گذشتند . هوا پر شد از ماسه و گرد و خاک .. چند روز قبل اعلام شده بود که از ورود آفرودها به مرنجاب جلوگیری می شود . این وضعیت جلوگیری شده اش بود . نه تنها با دیدن ما برای کاهش آزار گرد و خاک ، سرعتشان را کم نمی کردند بلکه شاید با ویراژی خود را به نزدیک ترین خط مسیر ما می رساندند تا بهتر از پی آمدهای حرکتشان بهره مند شویم . بعضی جاها که راه باریکتر بود و امکان کنار کشیدن نداشتیم علامت دادن هایمان هم برای کاهش سرعت بی نتیجه بود . البته بجز تعداد معدودی که به آرام یو با احترام رد شدند . وضعیت ناخوشایندی بود .
به گیت دوم رسیدیم . بساط صبحانه را در سکوی سیمانی جلوی کانکس نگهبانی برپا کردیم . اطراف پر بود از شترها . با بوییدن بوی میوه ها نزدیک آمدند . مرد میانسالی که نگهبان گیت بود آمد و خوش و بشی کرد . برایمان چای تازه آورد و شترهایی را که در حال پوزه درازی به سفره مان بودند از سفره راند . مرد بسیار خوش صحبت و خوش فکر و محترمی بود . و خیلی هم دوست داشتنی صحبت می کرد . صبحانه می خوردیم و به صحبت های شنیدنی او در مورد منطقه گوش می دادیم . چند تا از کامیون ها هم آمدند که به سمت معدن نمک وسط دریاچه بروند . خوش و بشی کردند و رد شدند . در مسیر ، کامیون ها را دیده بودیم و بر خلاف آفرود ها ، بسیار احتیاط میکردند و هوای پیاده ها را داشتند .
به سمت مرنجاب راهی شدیم . دو راهی ای که بعد از گیت دیده می شود ، تابلویی دارد که مسیر معدن و مسیر مرنجاب را مشخص می کند . مسیر بسیار واضح است و اصلا نگرانی گم شدن ندارد . خیلی خیلی دست خورده تر از آن است که بتوان فکرش را کرد .
در مسیر موازی دریاچه تا کاروانسرا رفتیم . کاروانسرا هم باز ضعیف بود و تصوراتم را به هم ریخت . کاروانسرای قصر بهرام بسیار تمیز بود و استوار . مدیر و کارکنانش ، عرق عجیبی به کاروانسرا و به کویر داشتند . مرنجاب اینگونه نبود . اطرافش پر بود از زباله و نخاله . توری های فلزی فضای ناهمگونی ایجاد کرده بودند . بیشتر به یک انبار در محیطی روستایی شباهت داشت تا کاروانسرایی قدیمی .
از کاروانسرا دیدن کردیم و به سمت ادامه مسیر رفتیم . مسیر از کنار کاروانسرا رد می شود و به سمت جزیره سرگردان و رمل های ماسه ای می رود . هدف اولمان جزیده سرگردان بود . ولی مسیرش گلی بود و به نظر می رسید در ادامه باتلاقی شود . ریسک نکردیم . به سمت رمل ها رفتیم . جایی که دور از رمل های بلند بود ، در مسیر رمل های کوچکی بود که زیبا بودند و دست نخورده . جمعیت کنار رمل بزرگ یا به اصطلاح ریگ بزرگ بودند و ما هم آنجا رفتیم . وضعیت بدتر از آنچه فکرش را بتوانید بکنید . اطراف پر بود از زباله های گوناگون . ماشین هایی که به دل ماسه ها می زدند و زخم هایی که دل آرام این رمل ها می خورد ، با بادهای عادی جبران نمی شد . شلوغ بود و هسچ حسی از آرامش کویر نداشت . شاید برای کسانی که آرامشی از کویر ندیده اند جالب باشد و نیازشان صرفا عکسی باشد که روی رمل ها می گیرند ولی برای ما راضی کنند نبود . و شاید تا حدی هم تاسف برانگیز بود . هیچ کس را توصیه نمی کنم مرنجاب را ببیند . از میان جاهای مختلفی که رفته ایم کمتر جایی بود که چنین حسی داشته باشم . نه به خاطر کویرش. بخاطر خرابکاری های بیشماری که آنجا کرده اند . و جالب اینکه ایران چیزی که زیاد دارد بیابان و کویر است . چرا همه اینجا می آیند و در کویرهایی که فاصله ای کم از اینجا دارند خبری از این خرابکارها نیست . ؟ نمی دانم چرا ولی به هر حال این نکته بدی نیست . از این همه کویر یکی برای خرابکارها . تا کی صاحبش بیاید و جمعشان بکند ولی چه زیادند جاهایی که ما می توانیم برویم و آرامش خودمان را داشته باشیم .
شاید اصلی ترین دغدغه در مورد این پدیده ، آموزش باشد . باید همه آموزش ببینیم که با طبیعت چطور برخورد کنیم و یاد بگیریم که به صرف فاصله گرفتن از آبادی ، تمدنمان را در هم نریزیم . کمی کمهربان تر باشیم با کسانی و چیزهایی که جزئی از پیرامون ما هستند .

راه برگشت را در پیش گرفتیم . ناهار را مجدد در گیت خوردیم و راه را ادامه دادیم. به آران و بیدگل که رسیدیم هوا داشت تاریک می شد . در امامزاده سرویس بهداشتی بود و آب گرم . آماده شدیم و راهی خانه شدیم .
اگر قصر سفر به مرنجا را دارید موارد زیر حایز اهمیت اند :
1- توصیه اول ، به مرنجاب سفر نکنید . گزینه های دیگری هستند که با مسافت کمتر و در مسیری بهتر و تمیز تر و راحت تر ، صحنه های زیبا تری خواهید دید . یک از این جاها ابوزید آباد است . گزارش گردنه مه آلود را در سفر به ابوزید آباد بخوانید .
2- اگر می روید روز تعطیل نروید
3- آب و غذا داشته باشید که چیزی در مسیر نیست . یا اگر هست نمی شود رویش حساب کرد .
4- هوای کویر از هوای شهر خیلی سردتر است .( در پاییز ) . در نظر داشته باشید .

View more external

  • Fotoğraf شروع برنامه از آران و بیدگل - هوا تاریک است . ماشین را در پارکینگ امامزاده گذاشتیم .
  • Fotoğraf وارد جاده خاکی شدیم ولی هنوز تاریک است
  • Fotoğraf شب کویر
  • Fotoğraf شب کویر
  • Fotoğraf هوا دارد روشن می شود . به اکو کمپ احمد رسیدیم
  • Fotoğraf هوا دارد روشن می شود . به اکو کمپ احمد رسیدیم
  • Fotoğraf هوا دارد روشن می شود . به اکو کمپ احمد رسیدیم
  • Fotoğraf شترهای اکو کمپ
  • Fotoğraf شترهای اکو کمپ
  • Fotoğraf شترهای اکو کمپ
  • Fotoğraf شتر
  • Fotoğraf دو راهی . فکر می کنم همان راهی است که می رود ابوزید آباد
  • Fotoğraf طلوع زیبای کویر
  • Fotoğraf طلوع زیبای کویر
  • Fotoğraf درختان تاغ
  • Fotoğraf درختان تاغ
  • Fotoğraf بلندی خطب شکن
  • Fotoğraf بلندی خطب شکن
  • Fotoğraf بلندی خطب شکن
  • Fotoğraf اولین شراره های خورسید . در این سرما جان دوباره است
  • Fotoğraf من
  • Fotoğraf آب را از نگهبانی اول مسیر گرفتیم . در فاصله 1.5 ساعتی که تو راه بودیم در حال حرکت یخ زد . هوا خیلی سرد است .
  • Fotoğraf این هم جاده . فقط شترها فرو نمی روند . چرخ دوچرخه گم می شود داخل این ماسه ها
  • Fotoğraf منطقه پردرخت
  • Fotoğraf منطقه پردرخت
  • Fotoğraf منطقه پردرخت
  • Fotoğraf بساط صبحانه را در گیت برپا کردیم
  • Fotoğraf آقای رحمه اله شکاری
  • Fotoğraf زمین های ترک خورده
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf سمت باتلاق رفتیم .
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf تپه های ماسه ای
  • Fotoğraf تپه های ماسه ای
  • Fotoğraf Photo
  • Fotoğraf ناهار باز در گیت
  • Fotoğraf اکوکمپ احمد

5 yorum

  • Fotoğraf maryamshirazi

    maryamshirazi 04.Şub.2018

    متاسفانه زباله و تخریب طبیعت در مرنجاب بیداد می کنه

  • Fotoğraf Josep Mª Dalmau

    Josep Mª Dalmau 06.Şub.2018

    Felicitats aidinmehrabani, tens unes fotos espectaculars.
    Congratulations aidinmehrabani, you have some spectacular photos.

  • Fotoğraf aidinmehrabani

    aidinmehrabani 06.Şub.2018

    Gràcies. També vaig gaudir de les belles captures de pantalla de les vostres aplicacions

  • Fotoğraf Oscar Upegui

    Oscar Upegui 07.Şub.2018

    A long and demanding journey, congratulations aidinmehrabani for these beautiful photos.

  • Fotoğraf reza ahmadi

    reza ahmadi 07.Mar.2018

    کاملا یحیوی رفتیدا

You can or this trail