Zorluk seviyesi   Zor

süre  bir gün 3 saat 51 dakika

Koordinat sayısı 2435

Uploaded 23 Eylül 2016 Cuma

Recorded Eylül 2016

-
-
1.828 m
115 m
0
6,5
13
26,0 km

119 kere bakıldı , 17 kere indirildi

yer  Sūhā, Ardabīl (Iran)

گزارش این سفر را می توانید بصورت کامل در سایت گردنه مه آلود به آدرس www.chanlibel.ir ببینید .
جنگل پیمایی از دریاچه سوها تا آبشار لاتون و کوته کومه
aidinسپتامبر 24, 2016 آبشار, آذربایجان, جنگل, دریاچه, رودخانه, روستا, طبیعت, طبیعت گردی, کوه, کوهنوردی, ییلاق 3 دیدگاه
طبیعت اطراف دریاچه سوها
طبیعت اطراف دریاچه سوها
ماجرای سفر به لاتون از مسیر دریاچه سوها ، نتیجه تجربه بسیار زیبایی بود که در سفر به نئور و سوباتان با تیم خلخال داشتیم . منتظر بودیم تا برنامه های جدید این گروه اعلام شود . اگرچه برنامه ای که برای این سفر تدارک دیده بودند به دلیل مقادن شدن با تعطیلات عید غدیر ، بسیار مناسب بود ولی دلایل زیادی باعث می شد که نتوانیم براحتی در این برنامه شرکت کنیم . شرایط کاری و برنامه هایی که خواسته و ناخواسته تغییر می کردند و امکان برنامه ریزی مناسب برای این برنامه را از ما سلب می کردند . نتیجه همه این اتفاقات این شد که مریم از این برنامه باز موند و من راهی آذربایجان شدم . بریا سه شنبه عروسی هادی رو تو خوی داشتم و برای چهارشنبه تا جمعه 2 برنامه به موازات . اولی رکابزنی جلفا تا پلدشت و دومی پیاده روی از سوها تا کوته کومه با گروه خلخال و انتخاب بین این دو را سپردم به دست اتفاقات پیش رو . در نهایت برنامه ای که اجرایی شد ، جنگل نوردی مسیر گفته شده بود ولی با تیم خانوادگی .

صبح زود به دریاچه رسیدیم
صبح زود به دریاچه رسیدیم
تیم 5 نفره مان ساعت 4 صبح روز پنج شنبه از مهربان حرکت کرد . ساعت حدود 6 بود که به اردبیل رسیده بودیم . تیممان متشکل بود از من و خواهر و دامادمان آقا محمد و پسرخاله و همکار آقا محمد ، آقای حسین پور . تیمی جمع و جور و پر انرژی و شاد . آقای حسین پور منطقه را می شناخت . مسیر را هم من از روی مسیرهای طی شده در wikiloc دانلود کرده بودم . اگرچه این مسیر را نفرات زیادی طی کرده بودند ولی در خصوص تفاوت مسیرها چندان اطلاعاتی نداشتم و مسیری را که انتخاب کردم که دقیق تر بود و توضیحات کاملتری از مسیر ارائه داده بود . اگرچه کوتاه ترین مسیر نیز نبود .

سوها خیلی خیلی زیباتر از آنی بود که تصورش را می کردم
سوها خیلی خیلی زیباتر از آنی بود که تصورش را می کردم
ماشین را در پارکینگ گذاشتیم و با سواری های روستای سوها راهی شدیم . ایستگاه خطی های این منطقه در میدان حکیم نظامی اردبیل است و حتی صبح زود که ما رسیده بودیم ، تعداد زیادی ماشین منتظر مسافر بودند . خطی ها تا خود دریاچه هم می روند و کرایه شان چندان زیاد نیست . کرایه تا کنار دریاچه 30 هزار تومان شد برای 5 نفر ( مهر 95 ) .

دریاچه سوها در حقیقت آبی است که پشت سد کوچکی در بالادست روستای سوها تجمع یافته است . چندان بزرگ نیست ولی منظره ای که از این دریاچه و سبزه زارهای اطراف آن با درختان جنگل های پیرامونی ایجاد می شود بی نظیر است . منطقه اطراف دریاچه ، چمنزارهایی است که با هر قدم می توان ردپای آب را در زیر آن حس کرد و این آب هرجا که فرصت یافته تا از دل خاک بیرون بزند ، چاله آب های ریز و درشت ایجاد شده ایست .

قدم زدن در صفحه سبز ویندوز
قدم زدن در صفحه سبز ویندوز
جنگل های این منطقه تنک اند و بیشتر کوه ها را همین چمن زارها پوشانده اند . دریاچه روی ارتفاع قرار دارد و از قسمت شرقی دریاچه می توان پهنه عظیم پایین دست کوه ها به سمت خزر را مشاهده کرد . کوه های پوشیده از جنگل که در میان آنها گاهی صخره های سنگی بزرگ ، سر به اعراض برداشته اند و در زیر آفتاب زیبای صبحگاهی می درخشند .

جنگل های این منطقه زیاد پر پشت نیستند و گله گله بین چمن زارها پراکنده اند .
جنگل های این منطقه زیاد پر پشت نیستند و گله گله بین چمن زارها پراکنده اند .
دریاچه آنقدر زیبا و دیدنی بود که بخش قابل توجهی از زمانمان ، به تماشای زیبایی های اطراف دریاچه گذشت . هنوز ساعت 8 نشده بود که به دریاچه رسیده بودیم ولی تا ساعت 11 نتوانستیم از آن دل بکنیم . مخصوصا بازی اسب و کره اسب های زیبا در زمینه سبز خوشرنگ تپه بسیار دیدنی و ستودنی بود .

کره اسب های زیبا در دشت سبز
کره اسب های زیبا در دشت سبز
ساعت 11 که شد ، تصمیم گرفتیم زاه بیفتیم . برخی از همراهان کامل به قابل اطمینان بودن GPS مطمئن نبودند و لذا قرار شد تا مسیر حرکتمان را ثبت نماییم تا در صورت نیاز بتوانیم مسیر رفته را برگردیم . البته روش بسیار کارامدی است و حتی در شرایط اطمینان کامل نیز توصیه می شود . حتی در صورت امکان بر روی گوشی های متفاوت . مخصوصا در مسیرهای جنگلی که نشانه گذاری های معمول زیاد جوابگو نیستند و دامنه دید بسیار محدود است .

به راه افتادیم . ابتدای مسیر در تپه سبز
به راه افتادیم . ابتدای مسیر در تپه سبز
مسیری که انتخاب کرده بودیم ، با شروع از کنار دریاچه به سمت کوه اسپیناس می رفت . بعد از صعود به قله و فرود از آن ، کوه قلعه را که کوه بزرگ دیگری دز این منطقه ایت دور زده و از پشت آن به کنار کلبه هایی که در مسیر آبشار هستند می رسید . این مسیر در بین راه از ییلاقات زیبای لاتون نیز عبور می کرد . بعد از آبشار لاتون ، مسیر ، همان مسیر معمولی است که برای دیدار از آبشار لاتون از سمت کوته کومه مورد استفاده قرار می گیرد . اطلاعات مسیر را می توانید در سایت ویکی لاک در آدرس زیر ببینید :

مسیر حرکت ما

از کنار دریاچه پیاده روی را شروع کردیم . در ابتدای مسیر ، با سربالایی ملایمی وارد دالانی در میان درختان جنگل شدیم که شروعش راه مشخصی بود و عریض ولی رفته رفته در ادامه ، راه باریکتر شد و بسیاری از جاها به علت جریان آب و تردد حیوانات وحشی ( بیشتر گراز ) ، راه خراب بود و گل آلود . در جای جای این جنگل رد پای اجاق های ذغال و چوب های بریده شده دیده می شد .

مسیر جنگلی کوتاه ابتدای مسیر و ادامه راه در چمنزارهای دامنه اسپیناس
مسیر جنگلی کوتاه ابتدای مسیر و ادامه راه در چمنزارهای دامنه اسپیناس
این جاده جنگلی ، زیاد طولانی نبود . وارد چمنزار بزرگ دیگری در دامنه کوه شدیم و مسیر مشخص تر شد . مسیر را ادامه دادیم . مه بسیار سنگین بود تقریبا هیچ چیزی بیشتر از رنگ های زنده لباس های همراهان و زمین زیر پایمان مشخص نبود . اگرچه به نظر می رسید که در پایین دست کوهی که در حال صعود از آن بودیم دره زیبایی جای گرفته باشد ولی چیزی از این دره ندیدیم . فقط لحظات کوتاهی که باد شدید می شد و مه دقایقی کنار می رفت می شد قله کوه اسپیناس را که در مسیر آن حرکت می کردیم ببینیم .

همه جا را مه فرا گرفت . چیزی از اطرافمان نمی دیدیم .
همه جا را مه فرا گرفت . چیزی از اطرافمان نمی دیدیم .
گاهی باد مه را کنار می زد و قله دیده می شد .
گاهی باد مه را کنار می زد و قله دیده می شد .
بالاتر که می رفتیم ، اقلیم بهاری تر می شد . خبری از درختان جنگلی نبود ولی زمین پوشیده بود از گل های زردی که بیشتر در فصل بهار مهمان زمین های پایین دست اند .

گل های بهاری در دامان اسپیناس
گل های بهاری در دامان اسپیناس
قله را رد کردیم و از سمت دیگر آن به سمت ییلاق های طالش سرازیر شدیم . جایی که کلبه عشایر طالش جا گرفته بود از قله فاصله زیادی نداشت . در هوای مه آلود ، خسته نباشیدی گفتند و به صرف چای دعوتمان کردند . البته اینکه این ایلات تالشند را یکی از اهالی سوها گفت . ترکی بلد بودند و به ترکی صحبت می کردند . نپرسیدیم که تالش اند یا ترک . ولی مهمان نواز بودند و مهربان . اگرچه نتوانسیم دعوتشان را بپذیریم ولی از چشمه گوارایی که در کنار کلبه جاری بود ، قمقمه ها را آب کردیم و ادامه مسیر دادیم .

کلبه عشایر پس از فرود از قله اسپیناس
کلبه عشایر پس از فرود از قله اسپیناس
از کنار کلبه ، سگی به دنبالمان آمد . اول راه ، برایمان زیاد خوشایند نبود و با احتیاط رفتار می کردیم . ولی سگ دم تکان می داد و با آرامش ، همراهیمان می کرد . گویا راهنمای مسیر بود در این مسیر جنگلی بکر و کم تردد .

سگ تا پایان مسیر همراهمان بود .
سگ تا پایان مسیر همراهمان بود .
از کنار کلبه ، مسیر را در کناره کوه با شیبی رو به پایین ادامه دادیم . درختان از دور دیده می شدند و ادامه راه ما را به داخل جنگل هدایت می کرد . جنگلی مه گرفته و وهم انگیز که تلالو نور نیمه جان خورشید در داخل آن ، بسیار خیال انگیز و زیبا بود . دالانی که فقط رنگ سفید مه آمیخته با نور روز در انتهای آن در میان درختان دیده می شد و مسیر ، ما را به داخل آن هدایت می کرد .

ورود به رویای وهم آلود جنگل
ورود به رویای وهم آلود جنگل
این منطقه را قبلی ها دالان بهشتی نامیده بودند . من دالانی رو به بهشت را توصیف بهتری دیدم . در هر حال دیدنی بود و وصف نشدنی . سگ وفادارمان هم ما را همراهی می کرد تا از دالان های مختلفی که پی در پی جلوی رویمان ظاهر می شد عبور کنیم. منطقه دالان ها شیب نسبتا ملایمی داشت .

دالان های بهشتی
دالان های بهشتی
بچه ها حلالم کنید . من رفتم بهشت
بچه ها حلالم کنید . من رفتم بهشت
تلالو وهم انگیز نور
تلالو وهم انگیز نور
بعد از دالان ، ییلاق لاتون نمایان شد .
بعد از دالان ، ییلاق لاتون نمایان شد .
دالان که تمام شد ، دره بزرگی پیش رویمان ظاهر شد که مانند قبلی ها سرسبز بود . آب در میان دره جمع شده بود و آبگیری زیبا ایجاد شده بود و همه جا پر بود از گیاهانی که سبزی شان به نقره ای می زد . رنگی شبیه برگ های زیتون و در پهنه سبز چمن ، بسیار چشم نواز بودند . در مسیر سراشیب وارد دره شدیم و راه را در امتداد پرچینی که محدوده منطقه حفاظت شده را مشخص می کرد ادامه دادیم . باد سردی می وزید و رطوبت و مه هوا همراه با این باد ، گاهی آزار دهنده می شد . مخصوصا که وقت نهار بود و نیاز بود تا در گوشه ای دور از جریان باد ، نفسی تازه کنیم . بساط نهار را بپا کردیم و استراحت کوتاهی داشتیم . تا اینجا حدود 4 ساعت پیاده روی داشتیم و 9 کیلومتر از 17 کیلومتر روز اول را طی کرده بودیم . اینجا ییلاق لاتون بود .

گله های عشایر مشغول چرای قاچاق در محدوده حفاظت شده
گله های عشایر مشغول چرای قاچاق در محدوده حفاظت شده
از ییلاق لاتون دو مسیر را می توان به سمت آبشار طی کرد . مسیری که ما رفتیم و مسیر دورتر بود ، با دور زدن کوه قلعه از سمت پشت به سه راهی ای می رسید که به سمت آبشار لاتون می رود . مسیر دیگری از داخل دره مشرف به ییلاق لاتون ، سرازیر شده و به بالای آبشار می رسد . البته این مسیر را من نمی شناختم . بعد از اینکه آقای حسین پور گفتند که قبلا در مورد چنین مسیری شنیده اند مطالعه کردم و دیدم . این مسیر را نیز می توانید از میان مسیرهای ثبت شده در ویکی لاک ببینید .

مسیر ییلاق به سمت آبشار
مسیر ییلاق به سمت آبشار
از ییلاق وارد جنگل شدیم . جنگل ها رفته رفته رنگ عوض می کردند و از درختچه های انبوه بالادست در میان چمن زارهای سرسبز ، تبدیل به جنگل هایی با درختان کهن می شدند که میانشان را بوته های درخچه های خار و سرخس ها پوشانده بود . هوا رو به تاریکی می رفت و تلاش می کردیم به سرعتمان بیفزاییم . سگ وفادارمان هم همچنان همراهمان بود . چند بار با دیدن جاهایی نسبتا صاف تصمیم گرفتیم اتراق کنیم و شب را همانجا چادر بزنیم ولی واقعیت این است که بعد از ییلاق ، مکان زیاد مناسبی که هم صاف باشد و هم خشک و هم نزدیک آب و از همه مهمتر ، امن و دور از مسیر تردد حیوانات وحشی ، وجود ندارد . لذا سعی کردیم با قدم های تند تز ، قبل از تاریکی هوا به سه راهی برسیم .

اولین نمایی که از آبشار دیدیم . زیبا و باشکوه
اولین نمایی که از آبشار دیدیم . زیبا و باشکوه
حدود 14 کیلومتر از راه را رفته بودیم که آبشار از دور نمایان شد . قوت قلبی بود . ولی آفتاب رمق های آخرش بود و هوا کم کم تاریک شد . اگرچه مسیر را با GPS پیش می رفتیم و از بابت مسیریابی مشکلی نداشتیم ولی در سراشیبی نمناک و گل آلود ، تاریکی ، قدم برداشتن را مشکل کرده بود . به یکباره صدای سگمان بلند شد . چندین سگ همزمان پارس می کردند . اولش احساس کردیم که حیوانی حمله کرده است ولی بعدا دیدیم که به سه راهی که در حقیقت اقامتگاه دامداران منطقه است رسیده ایم و سگ ها هشدار می دهند . منطقه صاف بود و آب داشت . ولی پر بود از گاو هایی که تقریبا جایی برای اتراق باقی نگذاشته بودند . ولی اینجا کلبه هایی برای اجاره است که جای بسیار خوبی برای اقامت اند . با هزینه ای مناسب، کلبه ای اجاره کردیم ( 35 هزار تومان – مهر 95 ) . آب داشت و سرویس بهداشتی . و از همه مهمتر ، کلبه بالاتر از سطح زمین بود و از زمین نمناک خبری نبود .

شب را در این کلبه ماندیم .
شب را در این کلبه ماندیم .
استراحت شبانه مان داستان ها داشت از بگو و بخندهایی که ماندگار شد . صبح زود بیدار شدیم و بعد از صبحانه راهی آبشار شدیم . سگ وفادارمان هم شب را در کنار کلبه سپری کرده بود . صاحب کلبه می گفت در این مسیر سگ هایی هستند که کوهنوردان را در مسیر رفت و برگشت همراهی می کنند . جالب بود . از کلبه تا آبشار راهی نبود . عظمت آبشار فقط از فاصله نزدیک کامل مشخص می شود . ارتفاع 100 متر که آب روی تخته سنگ های پایین می ریخت و در هوا پودر می شد . در تابش خورشید صبحگاهی می شد رنگین کمان ها را در هاله مه آبشار دید . آب در پایین دست آبشار هم وحشی بود و با سرعت در میان دره پیش می رفت . مسیر آب پر بود از تخته سنگ های بسیار بزرگی که نشان از خشونت طبیعت در این منطقه داشت ولی در پیکر صخره ای که آبشار بر فراز آن جاری بود ، اثر گذر زمان و پیری دیده نمی شد و جریان چندین ساله آب نتوانسته بود خطی بر چهره این صخره بلند خشن ایجاد کند .

نمایی از محل اتراق شبانه
نمایی از محل اتراق شبانه
مسیر کلبه ها تا آبشار لاتون
مسیر کلبه ها تا آبشار لاتون
آبشار لاتون
آبشار لاتون
بعد از بازدید از آبشار به بالای آن صعود کردیم . از کنار آبشار راهی است که به راحتی می توان از آن مسیر به بالادست آبشار صعود کرد . در بالای آبشار استراحت کوتاهی داشتیم و سپس به سمت کلبه راهی شدیم . کوله ها را بستیم و در زیر نم نم بارانی که رو به تندی می رفت به سمت کوته کومه سرازیر شدیم .

پرتگاه بالای آبشار
پرتگاه بالای آبشار
از لاتون به بعد ، راه کوبیده است و مشخص . شواهد نشان می دهد که ماشین رو نیز بوده است ولی گویا بارش باران باعث آسیب دیدگی راه شده است و در حال حاضر ماشین ها زیاد بالا نمی ایند .

مسیر لاتون تا کوته کومه
مسیر لاتون تا کوته کومه
آش دوغ در کوته کومه . جای شما خالی
آش دوغ در کوته کومه . جای شما خالی
مسیر پر بود از پسران جوانی که سوار بر موتور ، گونی های گردوی کوهی بالادست را به شهر می بردند .

مسیر تا کوته کومه راحت بود و زیبا . حدود 2 ساعت پیاده روی که در برخی جاها ناگزیر باید از آب رودخانه عبور کرد یا از تخته سنگ های بزرگ و لغزنده مسیر پرید تا به آن دست رودخانه رسید .

حدود ساعت 3 به کوته کومه رسیدیم . این روستا حمام آب گرم طبیعی کارد که می طلبد پس از دو روز به یادماندنی در کوه ف تنی به آب زد . 24 هزار تومان برای 5 نفر ( مهر 95 ) . غبار راه را شستیم و با ماشین راهی آستارا شدیم ( 30 هزار تومان – مهر 95 ) . من از آستارا بلیط اتوبوس برای تهران گرفتم و همسفرانم راهی اردبیل شدند .

آبگرم کوته کومه
آبگرم کوته کومه
روستای کوته کومه
روستای کوته کومه
اطلاعات سفر را در ادامه ببینید :

مسافت طی شده : 26 کیلومتر

ارتفاع کم شده : 1800 متر

زمان کل برنامه : 2 روزه با 15 ساعت پیاده روی

سگ با وفا تا آبشار با ما بود . در راه بازگشت از آبشار از ما جدا شد . احتمالا به ییلاق باز خواهد گشت تا گروهی دیگر را تا آبشار همراهی کند .
سگ با وفا تا آبشار با ما بود . در راه بازگشت از آبشار از ما جدا شد . احتمالا به ییلاق باز خواهد گشت تا گروهی دیگر را تا آبشار همراهی کند .
در این برنامه موارد زیر حایز اهمیت اند :

1- در انتهای مسیر قبل از کلبه ها، جای مناسب برای اتراق وجود ندارد . هر چقدر برنامه را زودتر شروع کنید بهتر است . قبل از تاریکی در کلبه ها باشید .

2- مسیرهای مختلفی وجود دارد . حتما قبل از سفر مسیر مد نظر خود را با توجه به دیدنی های مسیر و زمان مورد نیاز انتخاب کنید .

3- منطقه پر از ردپای گراز است . ما خود گراز را ندیدیم ولی حواس جمع و آمادگی لازم است .

4- در مسیر در فاصله های مناسب آب چشمه وجود دارد . نیازی به حمل مقدار زیادی آب نیست .

5- اگر علاقه مند به سفرهای سبک هستید پیاده روی در اطراف دریاچه پیشنهاد خوبی است . با ماشین می توانید تا دریاچه بروید و لحظات زیبایی در حوالی دریاچه داشته باشید .

6- مسیر برای دوچرخه سواری مناسب نیست و تا قسمتی از مسیر را می توان در مسیر جاده گاز با دوچرخه پیمود ولی در داخل جنگل سخت است و طاقت فرسا . اگر دنبال مسیر دوچرخه اید صعود از لوندویل تا آبشار ، مسیر بهتری است .

7- در داخل جنگل در برخی مناطق آنتن دهی موبایل هست و برخی جاها نه . زیاد روش حساب نکنید .

8- به مسیرهای ناشناخته نروید . دره ها پز از پرتگاه اند .

9- این مسیر ، در کل سرازیری است و همراه با کاهش ارتفاع . اگر مشکل زانو دارید به هیچ وجه وارد این مسیر نشوید . می توانید مسیر بر عکس را انتخاب کنید .

10 – این مسیر را می توان یکروزه نیز رفت . باید صبح زود از سوها حرکت کرد و با تجهیزات سبک تر می توان تا تاریکی هوا به کوته کومه رسید . مخصوصا در تیرماه و خرداد ماه که روزها طولانی ترند .



بقیه تصاویر را در گالری زیر ببینید :

View more external

Yorumlar

    You can or this trail